عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط بین مدیریت دانش و جهت گیری استراتژیک با در نظر گرفتن تأثیر نوآوری و عملکرد

بخش اول مدیریت دانش

2-2-1. تاریخچه مدیریت دانش

مدیریت دانش ریشه در تعدادی از موضوعاتی دارد که در توسعه سازمان ها(کسب و کار) تأثیر دارند، مانند مدیریت کیفیت جامع، مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار، سیستم های اطلاعات و مدیریت منابع انسانی. مدیریت دانش رامشاوران استراتژی وسازمان دهندگان کنفرانس ها ونشست­های علمی مدیریت در اوایل دهه 1990، پدید آوردند، اگرچه بحث و مشاجره در باب این دانش از مدت ها قبل شروع شده بود(بل[1]،1978). در سال 1965 مارشال استدلال نمود که بخش اعظم سرمایه شرکت ها از دانش آن ها تشکیل شده می باشد. و هم چنین، استدلال نمود که دانش قدرتمندترین موتور تولید می باشد و پس، سازمان ها به گونه فزاینده ای، بر مدیریت آن تمرکز کردند. از نظر تاریخی سه نسل مدیریت دانش را می توان شناخت. دوره ی بین سال های 1990، 1995 را می توان اولین نسل مدیریت دانش نامید. در این دوره، بیشتر کوشش ها بر تعریف مدیریت دانش، مطالعه منافع بالقوه آن برای سازمان ها یا شرکت ها و طراحی پروژه های خاص مدیریت دانش تمرکز داشت(کویین[2]،1992). هم چنین پیشرفت در دانش هوش مصنوعی بر پژوهش در باب مدیریت دانش، به ویژه در حوزه ذخیره کردن دانش، تاثیر گذاشت. نسل دوم مدیریت دانش با ایجاد شغل های جدید برای متخصصین مدیریت مدیریت دانش و مدیران ارشد دانش، حدود سال 1996، سر برآوردند. منابع مختلف مدیریت دانش را در هم آمیختند، به سرعت وارد مباحث جدی روزمره سازمان ها شدند. در این نسل، پژوهش در زمینه مدیریت دانش به مباحثی زیرا مسایل مربوط به تعریف دانش، فلسفه کسب و کار، سیستم ها، چارچوب ها عملیات و کاربردها تمرکز دارد. در سطح عملیاتی مدیریت دانش تاکید داشت که مدیریت دانش در باب تغییر سازمانی سیستماتیک می باشد و سیستم های ارزیابی، مدیریت محتوا و ابزار ها را مدیریت می کند، بایستی با هم توسعه یابند. حاصل این دیدگاه جدید، نسل سومی از مدیریت دانش می باشد که هم اکنون با روش ها و نتایج جدید، پدید می آید. بر اساس نظر ویگ یکی از تفاوت های این نسل با نسل های قبلی، اندازه انسجام یا تلفیق مدیریت دانش با فلسفه، استراتژی، اهداف، فعالیت ها، سیستم ها و رویه های سازمان می باشد واین که چگونه مدیریت دانش تبدیل به بخشی از زندگی و انگیزه روزمره کارکنان شده می باشد. بنظرمیرسد که نسل سوم تمرکزبه اتصال بین علم وعمل دارد(ویگ[3]، 2002).

2-2-2. تعریف مدیریت دانش

1- مدیریت دانش روش ها، ابزار و شیوه هایی می باشد که طی آن می توان دانش را تولید، تقویت و منتشر نمود. این سرمایه ای می باشد که به کمک آن سود دهی و بهره وری در سازمان کسب می گردد و منجر به تولید محصول یا خدمت با کیفیت می گردد.

2- مدیریت دانش، تبادل دانسته های ما با دیگران می باشد.

3- مدیریت دانش عبارت اند از هر فعالیت خلق،کسب، تبادل و بهره گیری از دانشی که به مقصود ارتقای یادگیری و عملکرد در سازمان اتفاق می افتد.

4- به گونه کلی بسیاری از محققین مدیریت دانش را در قالب یک فرآیند چهار حلقه ای این گونه تعریف می کنند. فرآیند های یادگیری اثربخش که توام با خلق، سازماندهی، تبادل دانش و به کار بستن آن می باشد، سبب ارتقای سرمایه عقلانی سازمانی و بهبود عملکرد آن می گردد . شکل شماره 2-1 این مدل را نمایش می دهد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] Bell

[2] Quinn

[3] Wiig

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  • اهداف علمی:

مطالعه ارتباط بین مدیریت دانش و گرایش استراتژیک در شرکت دخانیات

  • اهداف عملی:

ارائه راهکارهایی به مقصود بهبود عملکرد سازمانی و نوآوری از طریق مدیریت دانش و گرایش استراتژیک

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه ارتباط بین مدیریت دانش و جهت گیری استراتژیک با در نظر گرفتن تأثیر نوآوری و عملکرد  با فرمت ورد