مطالعه ارتباط بین مدیریت دانش و جهت گیری استراتژیک با در نظر گرفتن تأثیر نوآوری و عملکرد

انواع گرایشات استراتژیک

الف- گرایش به بازار

گرایش به بازار یکی از جنبه ‌های فرهنگ سازمانی می باشد که در آن کارکنان بالا ترین ارزش را به سودآوری بنگاه و نگهداری مشتری از طریق ایجاد ارزش برتر می‌دهند. بازارگرایی یک نوع هنجار رفتاری می باشد که در سرتاسر سازمان گسترش یافته و از طریق نوآوری پاسخگوی نیاز های حال و آتی بازار ومشتری می باشد. سازمان های بازارگرا دارای مزیت رقابتی در سرعت پاسخگویی به نیاز های بازار و مشتریان می‌باشند؛ هم چنین در پاسخ به فرصت ها و تهدیدات بازار اثربخش اقدام می‌کنند. ارزش محوری در گرایش به بازار این می باشد که سازمان را در مقابله با شرایط کسب و کار جدید آماده می‌سازد و می‌تواند اطلاعات لازم را از بازار به‌دست آورده و خود را آماده پاسخگویی به نیاز های بازار کند. این نوع فرهنگ بازارگرایی زمانی برای سازمان به ‌عنوان مزیت رقابتی مطرح می باشد که غیر قابل تقلید، نادر و با ارزش باشد(اسلاتر،2001). بازارگرایی شامل سه جزء رفتاری مشتری‏گرایی، رقیب‏گرایی و هماهنگی بین‏ وظیفه‏ای و دو معیار تصمیم تمرکز بلندمدت و سودآوری می‏باشد. «بازارگرایی‏ ایجاد هوشمندی در سراسر سازمان در ارتباط با نیازهای فعلی و آتی مشتری، نشر هوشمندی در بین بخش ‏های سازمان و پاسخ گویی سراسری به آن هوشمندی می باشد» . بازارگرایی نه ‏تنها برای خارج از سازمان بلکه در داخل سازمان‏ و نه ‏تنها در بازار های‏ داخلی یک کشور و بلکه در بازار های بین المللی و جهانی هم مورد توجه می‏باشد. در خصوص بازارگرایی رویکردهای متعددی بصورت جداگانه و بعضی هم بصورت‏ رویکرد ترکیبی متشکل از مولفه‏ ها و ابعاد بیشتری نسبت به رویکردهای قبلی مطرح شده‏ می باشد(لافری وهمکاران[1]،2001)، امااز جامعیت لازم برخوردار نمی‏باشد.

ب- گرایش به تکنولوژی

گرایش به تکنولوژی بیشتر به ادراک مدیران در بهره گیری از تکنولوژی بر می گردد. در واقع بعضی از مدیران کوشش دارند تا همواره از تکنولوزی ها جدید و نوآورانه بهره گیری نمایند در حال یکه بعضی دیگر تمایل دارند تا بر جنبه های دیگر رقابتی سازمان خود تمایل داشته باشند. شرکت هایی که بیشتر بر تکنولوژی خود تاکید می نمایند معمولا کوشش می کنند تا با رصد بازار تکنولوژی و همچنین تکنولوژی رقبای خود کوشش نمایند تا با به کارگیری فناوری های جدید به شایستگی های محوری خود افزوده و توان و مزیت رقابتی را نسبت به رقبا در خود ایجاد نمایند(لافری و همکاران، 2001). تکنولوژی های جدید می تواند در قالب ایجاد خلاقیت در سازمان ایجاد گردد و یا اینکه از خارج از سازمان تهیه گردد. به هر حال بهره گیری به موقع و صحیح از تکنولوژی ها در شرایط رقابتی می تواند بر عملکرد سازمان تاثیر بسزایی داشته باشد(تیمرز،2000).

ج- گرایش کاهش هزینه

گرایش به کاهش هزینه در قالب راهبرد رهبری هزینه مطرح می گردد. راهبرد رهبری هزینه درحقیقت کسب جایگاه یک تولیدکننده با کمترین هزینه می باشد که از طریق صرفه جویی های ناشی از مقیاس و بهره برداری از تأثیر منحنی تجربه کوشش در ساخت و افزایش سهم بازار را دارد (تیمرز[2]، 2000). بهره گیری از این راهبرد در راستای رقابت روی هزینه های تولید به مقصود دست یافتن به حاشیه بالاتر از رقباست(پورتر،1980).  هزینه پایین شرکت در مقایسه با رقبا فاکتور ی می باشد که بایستی در کل استراتژی محور قرار گیرد، اگر چه نمی توان کیفیت، خدمات و دیگر حوزه ها را صرف نظر کرد، قرار گرفتن در یک جایگاه کم هزینه باعث می گردد که علی رغم عوامل رقابتی نیرومند، در آمد شرکت در درون صنعت بالاتر از حد میانگین باشد. این جایگاه هزینه ای شرکت به آن امکان میدهد که از یک سپر دفاعی در برابر دیگر رقبا برخوردار باشد؛ زیرا که هزینه پایین تر به این معنی می باشد که شرکت هنوز می تواند بعد از آن که رقبایش سود را صرف رقابت کرده اند، از درآمد برخوردار باشد و سود کسب کند(ایمان خان،1388).

[1] Lafferty et al

[2] Timmers

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  • اهداف علمی:

مطالعه ارتباط بین مدیریت دانش و گرایش استراتژیک در شرکت دخانیات

  • اهداف عملی:
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ارائه راهکارهایی به مقصود بهبود عملکرد سازمانی و نوآوری از طریق مدیریت دانش و گرایش استراتژیک

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه ارتباط بین مدیریت دانش و جهت گیری استراتژیک با در نظر گرفتن تأثیر نوآوری و عملکرد  با فرمت ورد